تبلیغات
جزیره خضراء
جزیره خضراء
یا لثارات الحسین (سلام الله علیه) 
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

علامه بحرالعلوم(رحمة الله علیه) تشرفات متعددی خدمت امام زمان(عجل الله فرجه) داشتند.

ما فعلا یكی از آنها را برای شما می آوریم.

انشاء الله برای ظهورش و برآورده شدن حاجات دعا كنید.

تشرف علامه بحرالعلوم خدمت امام زمان(عجل الله فرجه(

سید بحر العلوم رحمت الله علیه به قصد تشرف به سامرا تنها به راه اُفتاد ، در بین راه راجع به این مسئله كه گریه بر آقا امام حسین علیه السلام گناهان را می آمرزد فكر میكرد ، همان وقت متوجه شد كه شخص عربی ، سوار بر اسب به او رسید و سلام كرد بعد پرسید : « جناب سید درباره چه چیز به فكر فرو رفتهای ؟ و در چه اندیشه ای ؟ اگر مسئلة علمی است بفرمائید شاید من هم اهل باشم»

سید بحر العلوم عرض كرد در این باره فكر میكنم كه چطور میشود خدایِ تعالی این همه ثواب به زائرین و گریه كنندگان حضرت سید الشهداء علیه السلام میدهد ، مثلاً در هر قدمی كه در راه زیارت برمیدارند ثواب یك حج و یك عمره در نامه عملشان مینویسند و برای یك قطره اشك تمام گناهان صغیره و كبیره شان آمرزیده میشود ؟!

آن سوار عرب فرمود ؟ « تعجّب نكن ! من برای شما مثالی میآورم تا مشكل حل شود ، سلطانی به همراه درباریان خود به شكار میرفت ، در شكارگاه از لشكریان دور شد و به سختی فوق العادهای اُفتاد و بسیار گرسنه شد ، خیمهای را دید ، وارد آن خیمه شد ، در آن سیاه چادر ، پیر زنی را با پسرش دید ، آنها در گوشة خیمه بُز شیردهی داشتند و از راه مصرف شیر این بز زندگی خود را میگذراندند ، وقتی سلطان وارد شد او را نشناختند ولی به خاطر پذیرائی از مهمان ، آن بز را سر بریدند و كباب كردند ، چون چیز دیگری برای پذیرائی نداشتند .

سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد از ایشان جدا شد و هر طوری بود خودش را به درباریان رساند و جریان را برای اطرافیان نقل كرد ، در نهایت از ایشان سؤال كرد ؛ اگر من بخواهم پاداش میهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم چه عملی باید انجام بدهم ؟

یكی از حضّار گفت : به او صد گوسفند بدهید ؟ دیگری كه از وزراء بود گفت : صد گوسفند و صد اشرفی به او بدهید و یكی دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید .

سلطان گفت: هر چه به آنها بدهم كم است ، اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل كردهام ، چون آنها هر چه را كه داشتند به من دادند ، من هم باید هر چه دارم به ایشان بدهم تا سر به سر شود »

بعد سوار عرب به سید فرمود : « حالا جناب بحر العلوم حضرت سید الشهداء علیه السلام هر چه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیكر داشت ، همه را در راه خدا داد .

پس اگر خداوند به زائرین و گریه كنندگان آن حضرت این همه اجر و ثواب بدهد نباید تعجب كرد .

چون خدا كه خدائیاش را نمیتواند به سید الشهداء علیه السلام بدهد ، پس هر كاری كه میتواند آنرا انجام میدهد ، یعنی با صرف نظر از مقامات عالی خودِ امام حسین علیه السلام به زوّار و گریه كنندگان آن حضرت هم درجاتی عنایت میكند ، در عین حال اینها را جزای كامل برای فداكاری آن حضرت نمیداند «

وقتی شخص عرب این مطالب را فرمود ، از نظر سید بحر العلوم غائب شد و بعد ایشان متوجه میشود كه آن سید عرب آقا امام زمان علیه السلام بوده است .(1)

-----------------------------------------------------------------------------------

(1) بركات حضرت ولی عصر علیه السلام ، حكایات عبقری الحسان ، تألیف: آیت الله حاج شیخ علی اكبر نهاوندی ، ص 226

 




طبقه بندی: تشرفات،
برچسب ها: علامه، بحرالعلوم، تشرف، امام زمان، ظهور، امام حسین، اندیشه، مسئلة، سید الشهداء، خداوند، ولی عصر، عبقری الحسان، علی اكبر، نهاوندی،
[ چهارشنبه 25 مرداد 1391 ] [ 04:42 ب.ظ ] [ داعی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ در مورد امام زمان(عجل الله فرجه) می باشد.
هدف ما زمینه سازی برای ظهور امام زمان است و در طول این هدف قصد شناساندن امام زمان را به صورت همگانی داریم.
یا علی
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب